عشق «هو » اخر مرا صد پاره كرد
شعر شهید
امشب از دل من شكایت می كنم
عشق را با غم روایت می كنم
ساقیا ! ای من فدای دست تو
ده شرابی تا شوم سرمست تو
ساقیا! خواهم شراب ناب ناب
تا كند هر ذره ام را آفتاب
سالها می را نمودم جستجو
تا شدم یك لحظه [با] او روبرو
اندر آن ظلمت سرای پر پلید
ناگهان جام می ساقی رسید
شور عشقش در دلم شد منجلی
باده را دیدم بگفتم یا علی(ع)
سرکشیدم باده را من بر ملا
تا شوم عازم به دشت كربلا
خون زدست و پیكرم فواره كرد
عشق «هو» آخر مرا صد پاره كرد
«شاهدی» و آن «غلامی»(1)ناز من
شد انیسم با «حسن»(2) همراز من
«صابرم» غرق احسان توأم
ریزه خوار سفره نام توأم
1- از
شهدای گروه تفحص كه قبل از عباس صابری در زمستان سال 1374 شهید شدند.
2- برادر شهید كه خود نیز شهید شده است.
+ نوشته شده در ۱۳۸۸/۰۲/۱۹ ساعت 1:44 توسط سیدرضا محمدسیدی
|
فرصتها را غنیمت شمریم